مي روم از رفتن من شاد باش
از عذاب ديدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتر از من ميروي
آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را
تلخي برخوردهاي سرد را
وقتي دل تنها کالائيست که خدا شکسته آن را ميخرد ، پس چرا من
به دست کسي که دلم را شکسته بوسه نزنم . . . ؟
هرگز نشد بياي پيشم بگيري دستاي منو
بدوني من عاشقتم گوش کني حرفاي منو
تو بي وفا بودي ولي اوني که برات ميمرد منم
تا زنده ام دوست دارم اينم کلام آخرم
بايد تو رو پيدا کنم شايد هنوز هم دير نيست
تو ساده دل کندي ولي تقدير بي تقصير نيست
دلمو شکستي اما تو اشتباه کردي
قسم به اون خدامون خيلي گناه کردي
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1387 توسط گروه سایت های گیتا
|

